تبليغاتX
قاصد وهم
حقيقت؛ يعني هماهنگي انسان با خودش...

مرا به نام خود کن زان پس چنان که خواهی

یا هوشیار دفتر یا مست جام گردان

نوشته شده توسط شیما در ساعت 22:32 | لینک  | 

دیگر سوز سرما را

گذشت بسیار زمان را

درد را

اعتباری نیست

این جا همه از قبل مچاله اند

مجاله تر از این کاغذ حتی...

نوشته شده توسط شیما در ساعت 15:19 | لینک  | 

یک پیله ی سپید...یک پیله ی سپید قشنگ با کلی پنجره که البته به دیوار باز می شوند.
یک پیله ی سپید قشنگ که کرم درونش به جای آرزوی پروانه شدن برای دور انداختن زمان  گندیدن، پنجره های خفه ی پیله را باز می کند تا بلکه نفس بکشد ...
یک پیله ی سپید قشنگ ...


نوشته شده توسط شیما در ساعت 15:46 | لینک  |