امروز که برمی گشتم، کهنگی همه چیز توی ذوق می زد ... درهای اتوبوس ... پله ها... صندلی ها ... جدول های خیابان... آدم های پیر ... درختان پیر ... آفتاب پیر ... اسکناس های پیر ... آرزوهای پیر ... نشویش های پیر ... خوشی های پیر ... ناخوشی های پیر ...
.
نویسنده : شیما ; ساعت 17:0 روز شنبه 9 خرداد1388